محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
207
آيين شهردارى ( فارسى )
كند و متهمان را حتى بدانچه شرعا نارواست بترساند تا گناهكار معلوم گردد ، زيرا اين روش به سود عامهء مسلمانان است . چنان كه روايت شده است كه دو زن هركدام پسر خود را همراه داشتند . گرگ پسر يكى از آنها را ربود . وى به رفيقش گفت : پسر تو را ربوده است . وى جواب داد پسر تو بود نه پسر من . براى محاكمه نزد داود ( ع ) آمدند . وى به سود زن بزرگتر حكم داد . آنگاه نزد سليمان بن داود آمدند و داستان را به وى گفتند . گفت : كاردى بياوريد تا بچه را دو نيمه كنم و به آنها دهم . زن كوچكتر گفت : خدا ترا رحمت كناد ، اين كار را مكن ، بچه از آن اوست . سليمان به سود زن كوچكتر حكم كرد و بچه را به او داد . شايسته است كه محتسب همواره به حال سوار يا پياده مأموران و غلامان و يارانى به اندازهء احتياج همراه داشته باشد ، زيرا اين امر بر احترام و هيبت او مىافزايد و در گرفتن حق از وامداران وى را يارى مىكنند . اما بايد پاكدامن و خويشتندار و زيرك و با شهامت باشند ، و محتسب بايد آنان را تربيت و تهذيب كند و به آنان بياموزد كه چگونه نزد او كار كنند و وامداران را چگونه تعقيب كنند ، و كسى را كه نزد وى مىآورند سبب جلب را به او نگويند تا براى رهايى خود دليل نينديشد و چون كسى را با ساز و برگ و وسايل كار بطلبند به همان حالتى كه او را مىيابند جلب كنند و امكان ندهند كه از وزنهها چيزى در دكان يا در سر راه بگذارد ، و اگر نصرانى ذمى را بىزنار يا يهودى ذمى را بىعلامت « 1 » يافتند او را به همان حال حاضر كنند تا كاردار وى را كيفر دهد . مأمورى كه براى احضار كسى مىرود بايد با مشورت محتسب اقدام كند و به هنگام رفتن بايد با عزم و قوت نفس باشد و خصم را به سرعت حاضر كند تا بترسد و مرعوب شود . اما چون نزد محتسب بيايد نرمى و
--> ( 1 ) - علامت يهود « غيار » ( پارچهء زردى كه بر كتف مىدوختند ) بوده است .